حكيم ابوالقاسم فردوسى
76
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
شتاب گرفتند . افراسياب كه چنين ديد از آن سرا بگريخت . آنگاه رستم به درون كاخ افراسياب آمد و همهء گستردنيها و ساز و ابزار او را پخش كرد . همهء كنيزان افراسياب دست در دست پهلوانان ايران داشتند . و بدين سان همگى با اسپان گرانمايهاى كه زين خدنگ داشتند و بر جناغهاى « 1 » پلنگ آنها گوهر نشانده شده بود ، از آنجا برفتند و ديگر در توران درنگ نكردند تا كسى در پيش ايشان به جنگ برنخيزد . اسپان از براى آن همه بنه كه بر آنها نهاده بودند ، به زور مىتاختند و رستم چنان از رنج آن راه ، رنجه گشت كه كلاه نيز به سختى بر سر داشت ، سواران نيز از آن همه جنگ و اسپان از آن تگ ، ديگر سست گشتند . آنگاه رستم به سپاهيان پيام فرستاد كه : همگى شمشير كين از نيام بركشيد ، زيرا چنين گمان مىكنم كه افراسياب سپاهيان خود را به اينسوى رود آورَد . پس همهء سواران جنگى برفتند و آمادهء جنگ گشتند . ديدهبانى نيز برفت و راه سواران توران را بنگريست . همهء نيزهداران ، سرنيزههاى خويش را زدودند و آهنگ جنگ كردند . منيژه نيز در سراپرده بنشسته و كنيزى در پيش او ايستاده بود . پس تهمتن بر او داستانى بزد « 2 » كه : همانا كه اگر مِى بريزد ، ليك بوى آن از ميان نرود . چنين است رسم سراى سپنج * گهى نوش و بار و گهى درد و رنج آمدن افراسياب به جنگ رستم چون خورشيد از كوهسار سر برآورد ، سواران تركان بار ببستند و به درگاه افراسياب آمدند و بر درگاه او رده بركشيدند . همهء شهر بجوشيد و چنان خروشى
--> ( 1 ) - جَناغ طاق پيش زين اسب را گويند . جُناغ به دامنه زين اسب و نيز نوعى از اسباب زايدهء زين گويند كه براى زينت بر آن نقاشى كنند . برهان قاطع ، ماده جناغ . ( 2 ) - داستان زدن به پارسى به معناى مثال و ضربالمثل مىباشد .